Saida Tolou

سیده طلوع در یک خانواده روشنفکر در کابل در کوچه بنام ریکا خانه چشم به جهان کشوده ام . دوره ابتدایه را در حاذقه هروی و بعدا درلیسه های اریانا در کابل والایی در جلال اباد درس خواندم ، از موسسه تحصیلات متوسطه مسلکی طبی در عرصه خدمات صحی رشته قابلکی فارغ التحصیل شدم. ابتدا در مکتب متوسطه مسلکی ننگرهار بحیث اموزگار انتخاب و مقرر گردیدم و بعد ازمدتی بنا بر تغییر محل زندگی بوظایف عملی پرداختم که مدت ۱۴ سال در این رشته مهم وحیاتی مصدر خدمت به هم مهینان عزیزم در شهرهای کابل، پلخمری ننگرهار وحیرتان گردیدم . از اوان نو جوانی به اشتراک وسهم گیری در فعالیت های اجتماعی وسیاسی علاقه فراوان داشتم ودر این زمینه فعالیت های را نیز انجام داده ام . موازی با پیشبرد وظایف مسلکی ، فعالیهای اجتماعی در عرصه حقوق وازادی های زنان ، مبارزه با بیسوادی در میان زنان وتشویق وجذب زنان در امور تولیدی وصنعتی کارو فعالیت های قابل توجه را انجام داده ام که یاد ان همیشه به حیث ثروت معنوی در ذهنم ماندگار است . در شورا های رهبری زنان در ولایات ، شهر ها ونواحی ( جا های که مکلفیت شغلی را انجام داده ام ) در پست های متفاوت کار نموده ودر برخی از شورا های زنان نقش رهبری کننده را نیز بدوش داشتم دارای چار فرزند میباشم دو ختر و دو پسر با همسر وخانواده خود در هالند در شهر ایندوفن زیست دارم . وظایف ای را که اجرا نموده ام : در سال۱۳۵۹ معلم در مکتب مسلکی نرسنگ ننگرهار ، درسال ۱۳۶۰ الی ۱۳۷۰کار در شفاخانه های نساجی پلخمری وحیرتان ، مدت دوسال در شورای زنان به خاطر بسج و متشکل کردن زنان بخاطر اگاهی از حقوق حقه زنان و با سواد نمودن زنان در اطراف ولایت بغلان و پلخمری ایفای وظیفه نمودم بعدا در سال ۱۳۷۱ مانند سایر هموطنان راهی دیار غربت گردیدم بعد از سپری نمودن مشکلات و دشواری های گوناگون در سال ۱۹۹۸ به هالند مسکن گزین گردیدم. به همکاری و اشتراک مساعی عده از زنان با شهامت ، دلسوز وبا احساس افغان که در نگهداشت کلتور وعنعنات پسندید افغانان توجه داشتند وخودرا مسول ومکلف در این امر حساب میکردند انجمن را بنام همبسته گی زنان تاسیس نمودیم ؛ نظر به لزوم دید بانوان مسولیت این انجمن را بدوش من واگذار نمودند ، انجمن همبسته گی قسمیکه از نام او پیداست همبسته به تمام افغان ها بدون در نظر داشت ملیت ، نژاد ، زبان ، قوم ، محل ومنطقه و مذهب میباشد در سال ( ۲۰۱۰ ) انجمن همبستگی ثبت اطاقهای تجارت وشاروالی گردید . . انجمن همبسته گی نظر به فعالیت های جالب و موثری که انجام میدهد مورد علاقه زیاد افغانهای عزیز قرار گرفته و اعضای ان در شهر ایندوفن هالند اکتیف اند. وظایف که ما در انجمن داریم ویا انجام میدهیم: ۱: دایر نمودن کورسها غرض بلند بردن سطح اگاهی وکیفیت زندگی بانوان که تحت فشار های روحی وروانی واسترس قرار دارند. ۲: جلسات آموزشی با نهاد های هالندی در مورد رفع بحران خانواده گی در ارتباط به کشمکش ها در برابر تفاوت های فرهنگی واجتماعی برای والدین و اموزش های معین درین زمینه. ۳: برای اولین بار در سطح کشور هالند سازمان جوانا ن ونو جوانان هالند به خاطر تربیت کودکان افغان بین دو کلتور به همکاری مستقیم شخص خودم کتابی تهیه گردید که غرض اموزش ان شش مراتبه برای گروپی از والدین از جانب سازمان مذکور به همکاری مستقیم خودم کورس اموزشی تدویر گردید بعد از کورس تصدیق نامه برای والدین توزیع شد که در بین خانواده ها ی افغان مورد استقبال قرار گرفت . ۴:در مورد اینکه چطور زنان متکی به خود شوند وچطور به خود باورواعتماد واتکا داشته باشند ، همه ساله تریننگ های چند مرتبه ای داریم که از جانب یک ترینار باتجربه و مسلکی افغان که روانشاس میباشد درس داده میشود که بانوان از این پروسه خیلی راضی هستند وبه علاقه شرکت مینمایند ودر اخیر تصدیق نامه اخذ مینمایند که تا هنوزبه تعداد ۹۰ نفر از زنان تصدیق نامه بدست اورده اند . ۵: پروگرامهای صحت وسلامتی در ارتباط به تغذی سالم ،بیماری شکر ، فشار خون بلند ،دوره نقاهت یا مونوپوز ، ارتروز ویا نرمی استخوانها ، کمبوتات ویتامین ها در بدن خصوصا برای کهن سالان حفظ الصحه دندانها معلومات مفید ارایه میشود. ۶: مدت ۶ سال بحیث یک معلم در پروگرام معرفی افغانستان از لحاظ کلتوری وفرهنگی ومعرفتی به مکاتب متوسط هالند سهم موثر و قابل توجه گرفته ام. . . ۷: انجمن همبسته گی از روز های ملی وبین المللی تجلیل به عمل میاورد مثلا سال نو، روز ازادی واسقلال کشور و غیره روزهای بین المللی. ۸ـ برگذاری از روز جهانی زن ، ۹- بزرگداشت وارجگذاری از روز گرامی مادر وتقدیر از مادران‌، انتخاب ماردان شایسته سال در ده سال که ریس انجمن همبسته گی هستم از ۵۹ مادر تقدیر به عمل امده است . .. ۱۰ – از روز بین المللی منع خشونت علیه زنان همه ساله تحت عناوین مختلف تجلیل میکنیم مثلا خشونت زنان علیه زنان ، خشونت مردان علیه زنان و ( خشونت زنان علیه مردان)‌ خشونت در ساحه کار را نیز فراموش نکردیم . ۱۱- در برنامه انجمن همبسته گی همکاری وکارهای مشترک با سایر انجمن ها به حیث یکی از وظایف انجمن صراحت دارد . همکاری با شورا های زنان افغان در هالند و اتحادیه افغانان در هالند در اجرای پلان ها وپروگرامهای انها سهم فعال خود را اخذ نموده فعالیت های مشترک را نیز سازماندهی مینمایم . ۱۲—سهم فعال درسازماندهی مظاهرات وعدالت خواهی برای پناه جویانیکه رد و برگشت داده میشودند در کنار سایر نهاد های معتبر مدافع حقوق پناه جویان. ۱۳- سازماندهی کنفرانسها در مورد جلوگیری افزایش طلاق ، اسیب های اجتماعی زنان ، خشونت های که در اروپا به ان مواجه هستند . ۱۴ دادخواهی از حقوق زنان رنج کشیده افغانستان . (زنان بعقب برنمیگردند- ما زنان صلح و آتش بس برای وطن و ملت شریف افغانستان میخواهیم ما حق داریم که بخاطر سرنوشت ایندۀ افغانستان درمذاکرات صلح سهیم باشیم . ) . -به خاطر کار و فعالیت هاییکه انجام داده ام در این مدت جایزه ها وتقدیر نامه ها وتحسین نامه بدست اورده ام . ۱- سه بار دریافت تقدیر نامه و سپاسنامه از جانب اتحادیه انجمن های افغانان در هالند ،۲ – دریافت یک تقدیر نامه و اوارد شورای سراسری زنان افغان در هالند ،۳ دریافت اوارد اتحادیه صلح وهمبستگی در اروپا ،۴- دریافت تقدیر نامه اتحادیه فرهنگی گل خوشه ها افغان دنمارک در اروپا ، ۵- دریافت اوارد و تقدیرنامه از جانب مجله بانو ۶ تقدیر و ستایش از کار کردهایم توسط اتحادیه گل خوشه ها افغان دنمارک واهدا اوارد برایم توسط ریس این اتحادیه ۷ تقدیر و ستایش از کار کردهایم توسط انجمن خوش امدید در هالند . قدردانی از شاعران برجسته و شخصیت های قلم بدست ۱-حمیرا جان نگهت شاعرشرین کلام ،۲ عزیزه عنایت شاعر شرین کلام ۳تقدیم اوارد برای جمیله زمان انوری سایقه دار ترین نطاق رادیو وتلویزون ۴- تقدیم اوارد برای فوزیه جان میترا نطاق شناخته شده و سابقه دار و دکلماتور معروف ۵ تقدیم اوراد برای ریس اتحادیه فرهنگی گلخوشه ها افغان دنمارک ۶ تقدیم اوارد برای ناهید علومی مدیر مسول مجله بانو ۷ تقدیر از میرغوث الدین بنیان گذار مجله بانو ، هکذا توزیع اوارد و اهدای تقدیرنامه برای محترم محمد همایون عزیزی سفیر اسبق افغانستان در کشور شاهی هالند. . هنر مندان را نیز به دیده قدر نگریسته از انها تقدیر بعمل امده مثلا : محترمه اریانا سعید هنر مند خوش ذوق وخوش صدا خاطر جرات وشهامت اش ، ارزو نیکبین هنر مند تازه کار اما اهنگ هایش سر زبان ها میباشد وهم چنان حیدر سلیم هنر مند سابقه دار کشور ازجانب همبستگی مورد تقدیر قرارگرفته واوارد ها برایشان توزیع گردیده است . مصایبه ها با خبر نگاران ازاد مصایبه با بانو ناشر اندیشه ها یزنان در اروپا دو بار مصایبه بارادیو های مختلف و تلویزونهای مختلف که بعضا در ایتوپ موجود است و در مجله ها و کتابها به نشر رسیده است کمک ها برای اسیب دیدگانزلزله بدخشان و مردمان بی بضاعت افغانستان از طریقه های مختلف .

Samira Popalzai

سمیرا پوپلزی متولد شهر زیبای کابل در یک خانواده روشنفکر بزرگ شده و از آوان کودکی همواره با حمایت همه جانبه والدینش به آموزش پرداخته و همواره با نوشتن و مطالعه کتاب سر کار داشته و از همان آغاز به نوشتن شعر آغاز و به مرور زمان در قالب های سپید نیمایی پریسکه غزل و دوبیتی طبع آزمایی نموده اشعارش بیشتر حکایت گر مشکلات و مظالم جنگ میباشد و همیشه کوشیده تا مشکلات زنان را و نابسامانی های جامعه در قبال بانوان را به تصویر بکشد از عشق از امید و از فردا های سبز هم قصه های داشته و دارد اما بیشترین اشعارش بیانگر درد و آلام مردم و کشور اش میباشد . وی تحصیلات ابتدایی خود را در تا مقطع فراغت از لیسه در شهر کابل به اتمام رسانیده و در دوران طالبان موقع که خانم ها و دختران حق تحصیل را نداشتند با کمک و تشویق والدینش مکتب مخفی را در خانه خود ایجاد کرده و به مدت یک سال بیشتر از سی شاگرد به سنین مختلف را جهت کسب دانش کمک نموده است و به اثر وخامت اوضاع سیاسی و امنیتی کشور در آن زمان وی با اتفاق فامیل خود زادگاهش را ترک کرده و مدت کوتاهی را در کشور پاکستان به سر برده و در آنجا هم آرام ننشسته و به مدت کوتاه به حیث معلم انگلیسی ایفای وظیفه نموده و بعدن راهی اروپا( کشور هالند) شدند .

در کشور هالند بعد از آموزش لسان در رشته معاون داکتر تحصیل نموده و همزمان به کارها و فعالیت های فرهنگی هم پرداخته و برای نخستین بار با ماهنامه بالا حصار همکاری قلمی را آغاز نموده و بعد از گذشت مدت زمانی عضویت نهاد های فرهنگی ،اجتماعی افغان های مقیم اروپا را کسب نموده و در برنامه های فرهنگی و اجتماعی فعالانه شرکت نموده و همزمان عضویت نهاد های کمک رسانی به آسیب دیدگان جنگ ها در کشور را بدست آورده و به طور فردی و از طریق این نهاد ها به نیازمندان و متضررین کمک رسانی نموده و در بخش فعالیت های فرهنگی و رسانه ای متصدی صفحات تحصیل کرده های جوان ، زنان که افتخار می آفرینند و مصاحبه های خصوصی مجله وزین بانو (ناشر اندیشه های زنان افغانستان در اروپا )بوده و فعالیت هایش از طرف هیٔت محترم مدیره مجله بانو مورد تقدیر قرار گرفته و حایز یک آوارد و یک تقدیر نامه گردیده و همچنان بیشتر از مدت یک و نیم سال به حیث مدیر مسُول بخش امور زنان در اتحادیه فرهنگی افغان – دنمارک گلخوشه ها ایفای وظیفه نموده که همواره کوشیده خلاقیت ها و شایستگی زنان هموطنش را چه در خارج و چه از داخل کشور تبارز بدهد و با برنامه های متنوع و آموزشی به معرفی زنان پیشتاز کشور پرداخته که فعالیت های وی از طرف مدیریت محترم اتحادیه افغان دنمارک مورد تشویق قرار گرفته و حایز دو تقدیر نامه و آوارد بهترین برنامه گزار سال اتحادیه گلخوشه ها گردیده . البته در بخش فرهنگ و ادب همواره با انجمن های ادبی و فرهنگی همکاری داشته که سروده هایش از طرف شاعران مطرع به زبان پشتو نیز ( ترجمه شده ) و به روزنامه های چون شعر په شعر ، نوید روز و شعر های فارسی دری اش در روزنامه عقاب و در سایت های ادبی کشور ایران چون سایت شاعران بی کتاب ، سفیر و سایت شعرانه به نشر رسیده و همچنان بعضی اشعارش به زبان سریلکی و یا زبان تاجیکی از طرف شاعران تاجکی برگردان شده و وی در پهلوی فعالیت های فرهنگی و اجتماع درکشور هالند فعلن در میدان بین المللی امستردام ( سخیپول )به حیث مامور موظف کنترول پاسپورت ایفای وظیفه میکند .

Aziza Enayat

عزیزه عنایت  درولسوالی اندخوی مربوط ولایت فاریاب  پا به عرصۀ وجود گذاشته است پدرش محمد کریم ولد میرزا همراه نسبت و ظیفۀ افسری درکابـل متو طن میگردد که موصوفه  نیزدرکابل بزرگ شده و تحصیلاتش را درکابل  بپا یان رساینده است.  خانم عنایت مدت 25 سال درادارۀ دولت کارکرده که ده  سال اخیرماموریتش را به حیث مدیر  عمومی سوانح، وزارت آب  برق آن زمان اجرای وظیفه نموده است.

از سال 1355 هجری شمسی به سرودن شعرمیپردازد که ازآنزمان تاکنون  اشعارش درروزنامه ها، مجلات وسایت های افغانی درخارج وداخل کشورمنتشرمیگردد. وی علاوه ازنوشتن شعر، داستان و مقاله هم مینویسد.

   ازخانم عنایت تاکنون یازده مجموعه های شعربنام های سیرزندگی ، فروغ سحر، اند وه غریبان ، دخت غروب  ، مرد اسیر، گلچینی اشعارازعزیزه عنایت ،  شام نیلی ، خت شفق، نگین رازو دو کتاب دیگر که شامل دوصد رباعی ودو بیتی میباشد  بچاپ رسیده وبدسترس علاقه مندان شعرقرارگرفته است که این سروده ها شامل غزلیات ، مخمسات، مثنوی، رباعی، دوبیتی واشعارغیرعروضی بوده که ازلابلای اکثریت  این سروده ها نوای مردم ستم دیدۀ افغانستان مخصوصا زنان رنج کشیده وطن شنیده میشود. و همچنان دو مجموعۀ شعری شامل  یکصدو بیست پارچه غزلیات ، یکصدو هفتاد مقاله  نیزآمادۀ چاپ دارد که بخواست خداوند دراین اواخراقبال چاپ خواهند یافت.   موصوفه ازسال 2007 با سایت های آریایی,جام غور,مشعل, وطندار،سایت  24 ساعت،   بامداد، صلح آزادی و دموکرسی عدالت اجتماعی نیزهمکاری قلمی داشته است . عزیزه عنا یت ازسال 1364 – الی 1371-هجری شمسی  افتخارشاگردی  مرحوم جناب  عبدالحمید اسیرمشهور به قندی آغا، بیدل شنا س معروف کشوررا نیز دارد . وی در سال 1372 هجری شمسی  نظر به شرایط نا مساعـد ، کشورش را تـرک وپناهندۀ کشورها لند  گردیده  که بعدازآموختـن زبان ها لندی ازسال 2005 تا سال 2018- میلادی به بعد، بحیث آموز گاردرمکاتب  متوسطه، درکشورها لند به زبان هالندی  درس کلتوری افغانستان را تدریس میکرد . وی درطول فعالیت های خویش ازافغانستان و درمهاجرت 47 تقدیر نامه  آوارد، تندیس بیدل را نیزبدست اورده است 

   عضویت در”انشا ” انجمن نویسنده گان وشاعران افغانستان درهالد، اتحادیه سراسری افغانان درهالند ، همایش اروپایی زنان افغانستان، شورای سراسری زنان افغانستان درهالند را نیز دارد  همچنان وی دارای دوپسرو دو دخترمیباشد که آنان فارغان  فا کولتۀ های ادبیات وانجنیری میباشند

Fouzia Mitra

فوزيه ميترا در شهر كابل بدنيا آمده تحصيلات مكتب را در ليسه ي آمنه فدوي و تحصيلات بالا تر از آنرا در انستيتوت پيداگوژي كابل بهپايان رسانيد .

فوزيه ميترا در آوان نو جواني وقتي كه شاگرد صنوف پایين درسي بود در راديو تلويزيون دولتي آنزمان جذب شده و در كنار درس مكتبشروع بكار كرد . وي مادرش را مشوق و همكار اصلي اش در زمينه ي كار گويندگي ميداند

فوزيه ميترا كارش را از خوانش برنامه هاي متنوع تلويزيون آغازيد .

بعد ازختم تحصيلات در اداره ي نطاقان راديو تلويزيون وقت افغانستان بحيث نطاق رسمي شروع بكار كرد .

او در جريان كارش در راديو و تلويزيون افغانستان، رژيم هاي متفاوت سياسي كشور را تجربه كرد بعد از آمدن دولت مجاهدين وي نسبتمشكلات، كار راديو تلويزيون را نيم روز انجام داده و هم در ليسه ابوالقاسم فردوسي بحيث استاد زبان و ادبيات ، تدريس صنوف بالاييرا بدوش داشت .

وي  برنامه هاي سرويس هاي خبري راديو و تلويزيون  ، گزارشات ، راپور تاژ ها و برنامه هاي متنوع را منظم بخوانش ميگرفت .

فوزيه ميترا كه كارش را با خوانش برنامه هاي تلويزيوني آغاز كرد كمتر برنامه را ميتوان يافت كه او آنرا اجرا نكرده باشد .

او كه بيشترينه برنامه هاي روي ستيژ را با موفقيت اجرا ميكرد خودش را خوشحال احساس ميكرد زيرا نزديكي با مردم و بودن در ميانمردم را از آرزو هايش ميدانست 

فوزيه ميترا خودش را در خوانش برنامه هاي آزاد تفريحي و مردمي تا برنامه هاي سیاسي و جدي آرام تر احساس ميكرد ولي از آنجايكهمقرره كار اداره نطاقان بگونه ي بود كه هر گوينده ي رسمي مكلف به خوانش همه گونه برنامه ها بود او نيز از برنامه هاي نظامي، جنگي،گزارشات محاربوي راپور تاژ ها، تبصره هاي سياسي و آخرين معراج گويندگي كه خوانش اخبار مكمل شب بود اجرا كرده است .

او همچنان مثل ديگر كارمندان راديو تلويزيون بار بار مورد اماج مخالفين يا اپوزيسيون دولتي قرار گرفته ولي جان بسلامت برده است .

يكي از حوادث يكه او جان بسلامت برد انفجار يكي از ستديو هاي بود كه او فقط دو دقيقه قبل محل انفجار را ترك كرده بود و ديگر بمبارددستگاه راديو تلويزيون ضمن كودتاهي توسط شهنواز تني وزير دفاع وقت حكومت داكتر نحيب الله بود كه تعمير راديو مورد بمبارانكودتاچيان قرار گرفت  و وي با همكاران راديو اعم از خانمها و اقايان  راديو يك شبانه روز را در زير زميني هاي راديو با كودك  هفت ماههو شوهرش گزراند .

فوزيه ميترا هميشه در اجراي برنامه هايش موفق بود ظاهر ساده و مردمي وي بار ها باعث شده بود تا در كنفرانس ها و سيمينار هايكه ازكشور هاي آسياي ميانه در كابل داير ميشد از وي دعوت شود تا در اجراي پيشبرد برنامه ها همكاري نمايد .

فوزيه ميترا در كنار اجراي برنامه ها در داخل استديو برنامه هاي بيروني را چون تهيه

گزارشات، مصاحبه ها، شركت در گزارش فيستوال ها، كنفرانسها، جشن هاي ملي، برنامه هاي مناسبتي مجري برنامه هاي كنسرتي وبرنامه هاي پر بيننده ي مسابقات ذهني كه در بزرگترين تالار هاي شهر كابل برگزار ميشد اجراي وظيفه ميكرد .

يكي از برنامه ي زيباي فرهنگ مردم كه علاقه مندان زيادي داشت و فوزيه ميترا اجراي آنرا بدوش داشت حايز يكي از جوايز فرهنگيكشور تاجكستان گرديد .

ودر سال ۲۰۰۳ ميلادي لقب گوينده ي شايسته ي سال را راديو تلويزيون ملي يگانه تلويزيون ان زمان از آن خود كرد .

فوزيه ميترا در جريان كار در راديو مدتي بحيث پروديو سر در برنامه هاي اطلاعاتي در شعبه خبر، اداره ي اطلاعات راديو افغانستان بنامجام جم و در كنار ان برنامه رويداد هاي مهم هفته را تهيه ميكرد كه پروديوس و برنامه گزاري راديويي را آنجا آموخت .

فوزيه ميترا تا شب آمدن طالبان كه طالبان در دوصد متري تعمير نشرات راديو قرار داشتند عقب مكروفون صدايش را بگوش جهانيانرسانيد ولي مجبورا با گفتن پايان اخبار ترك مكرفون و ستديو و راديو كرد ومثل هزارن زن ديگر گوشه عزلت گزيد .

وي بخاطر كار مشترك با مردان در راديو و تلويزيون بار ها مورد تهديد طالبان قرار گرفت .

از آنجايكه وي احساس كرد زندگي براي وي و خانواده اش پر از خطر است ترک يار و ديار كرد و با فرزندان شان افغانستان را ترک و باعالمي از مشكلات خود شانرا به اروپا رسانيدند و در كشور هالند اقامت گزيدند .

فوزيه ميترا در خارج از كشور هم آرام ننشسته و همواره با نهادها و كانون هاي فرهنگي افغاني در سراسر اروپا همكاري هاي نزديكدارد .

و گاهي هم در تهيه بعضي برنامه ها با راديو ها و تلويزيون هاي يكه براي افغانستان نشرات دارند همكاري ميكند .

و در كشور هاي اروپاي هم با اشتراك در برنامه هاي فرهنگي وهنري فعاليت هاي جذابي از خود نشان داده و هميشه مهمان برنامه هايمتعلق به هموطنان خارج از كشور بوده است .

افتخارات ..

وي در سال ۲۰۰۳ ميلادي لقب گوينده ي شايسته ي سال را از راديو تلويزيون ملي يگانه تلويزيون ان زمان از آن خود كرده است .

در سال ۲۰۱۲ ميلادي آوارد افتخاري ي را در مورد كار كرد هاي فرهنگي از اتحاديه انجمنهاي پناهندگان افغان در هالند بدست اورد.

 در سال ۲۰۱۷ ايوارد  بهترين فعال فرهنگي برون مرزي را انجمن فرهنگي گلخوشه هاي هنر و آوارد افتخاري بلند ترين جايزه ي اتحاديهي فرهنگي افغان- دانمارک گلخوشه ها، اتحاديه رسمي و راجستر شده كشور دنمارک را از ان خود كرد .

در مارچ سال ۲۰۱۸ ميلادي آوارد بهترين فعال فرهنگي را از انحمن همبستگي زنان شهر ايندوفن هالند و تنديس نماد آزادي را از شهراپلدورن كشور شاهي هالند بدست آورده است .

در جون سال ۲۰۱۹ ميلادي ايواردي را بمناسبت اولين سالگرد اتحاديه فرهنگی ا.د گلخوشه ها بخاطر برگزاري برنامه هاي عالي فرهنگيو مبارزه با خشونت عليه زنان و دختران هموطن  را بدست آورد .

همچنان تقدير نامه هاي از كانون هاي ادبي و فرهنگي بيرون مرزي و رسانه هاي صوتي و تصويري چون تلويزيون افغان تياتر و راديونوين و همچنان تحسين نامه ي از سفارت جمهوري اسلامي افغانستان در لاهه كشور شاهي هالند بخاطر فعاليت هاي موفق وًموثرفرهنگي برو مرزي نيز بدست آورده است .

وي همچنان در سال ۲۰۱۷ ميلادي لقب اسطوره فرهنگ زرين كشور را از سه مرجع معتبر كشور دنمارک بدست آورد .

همچنان در همين سال تنديس بيدل و آواردي بهترين فرهنگي بيرون مرزي و فعال فرهنگي را از انجمن پرستو هاي مهاجر دنمارک بدستآورد.

در مارچ ٢٠٢٠ لقب افتخاری دومی ( مشعل فرهنگ زرین کشور )را ضمن محفل با شكوه قدرداني از وي در كشور شاهي هالند همراه باايوارد ستاره طلايي از جانب اتحادیه فرهنگی افغان- دانمارک گلخوشه ها حصول نموده است.

كه در همين محفل ، ايوارد همايش اروپاي زنان و ايوارد اتحاديه انجمن هاي هالند نيز به وي اهدا شد .

فوزيه ميترا چهره ي  شناخته شده و صداي اشنا اكنون بحيث معاون و مسوول روابط فرهنگي اتحاديه فرهنگي ا . د گلخوشه ها و سردبير صفحه ي اتحاديه ي مذكور كار ميكند و در برگزاري برنامه هاي حضوري اتحاديه نيز در سراسر اروپا سهم فعال داشته و مجامعفرهنگي افغانان هميشه حاضر و سهم فعال و همكاري هاي دوستانه دارد .

وي اكنون مصروف آماده كردن كتابي از خاطرات زندگي كاري اش در داخل و خارج كشور ميباشد كه ميخواهد اين خاطرات سر مشقيخوبي باشد براي آنانيكه بعد وي دنباله كار هاي فرهنگي و ژورناليستكي، بويژه گويندگي را ميگيرند .

فوزيه ميترا اكنون منحيث فعال مدني و فعال حقوق زنان در جنب هييت مديره ي اتحاديه ي فرهنگي افغان دنمارک فعاليت داشته درمبارزه با حقوق برابر زنان با مردان فعاليت جدي از خود نشان داده و با اشتياق هميشه زنان فرهيخته و مبارز را به شناسايي گرفته وبرنامه هاي متنوعي از زندگي انان تهيه و تقديم جهان ميكند .

يكي از فعاليت هاي مثبت فوزيه ميترا جمعاوري مساعدت ها براي زنان نيازمند ، خانواده ها و كودكان بوده و هميشه براي جمع اين آوريمساعدتها با استفاده از فعاليتهاي موثري اتحاديه ي گلخوشه ها براي نياز مندان داخل كشور تلاش ميكند .

همچنان  وي نشان Best social worker را بخاطر فعاليت هاي بشر دوستانه اش از يكي مراجع رسمي كشور هالند نيز دريافت كردهاست .

ميترا با تجربه ي كاري نزديك چهل سال، كار گويندگي و ژور ناليستكي با تقديم بهترين دكلمه هاي صوتي و تصويري علاقه منداني رابخود جلب نموده است .

دكلمه هاي وي از طريق شبكه هاي اجتماعي ، راديو ها و تلويزيون هاي داخل و خارج كشور براي هموطنان ما اشناست  بدين سبب اوصداي اشنا مينامند 

و همچنان سايت هاي مختلف فارسي زبان غير افغان دكلمه ايشان را نشر و با كار ها و صدا و نام ايشان اشناي دارند .

فوزيه ميترا با يكي از ژور ناليستان موفق جناب حسين ميترا ازدواج كرده و با فرزندان شان در كشور شاهي هالند زندگي ميكند و كمتركسي است كه در دنياي فرهنگي با نام و صداي وي اشنا نباشد

Gulchehrah Yaftali Naim

اسم من : گلچهره یفتلی
‎متولد : سال ۱۹۷۶
‎محل تولد: ولایت زیبای بدخشان
‎تحصیلات اپتدایی و لیسه: در ولایت بدخشان
‎تحصیلات دانشگاهی: دانشکده ژورنالیزم دانشگاه ملی تاجکستان
‎تحصیل در هالند: بخش سینماتوگرافی
‎دوستان گرانقدر : قبل از اینکه در باره کار های خود منحیث یک خدمتگزار بپردازم میخواهم که یک خاطره فراموش ناشدنی را از سرگذشت خود به شما بیان بدارم. تا علت این احساس خدمتگذاری را توجیه نموده باشم. حدود ۶ یا ۷ سال عمر داشتم و بایسکل زیبایی را که پدرم برایم خریده بود با برخورد دیگر اعضای فامیل به گناه دختر بودنم از دست دادم ، هر چند جنجال کردم چرا نمیتوانم بعد از این از بایسکلم استفاده نمایم ؟ فقط یک جواب می شنیدم وآن همین که دختر هستم و بس إإ! ‎این تصمیم فامیلم تا هنوز هم باعث اذیت وآزارم میشود . بعد ها در جریان جنگ های تنظیمی با دولت وقت فامیلم مورد تهدید و باج دهی تنظیم ها نسبت رفتن دختر شان به مکتب قرار می گرفت عقدهء از دست دادن بایسکل دیگر هم در وجودم چاقتر میشد . از قضا میگویند شری بیخیزد که به خیرت تمام شود إ چند سهمیهء بورسهای تحصیلی از مرکز(کابل) به شاگردان مکتب ما داده شد که با اساس آن من نیز یکتن از مستحقین این بورس تحصیلی شدم که از فامیلم هزار بار ممنون که دراین بورس با من موافق بوده من را به کشور تاجکستان
فرستادند.
‎دوستان گرامی : چه درد سر بدهم منظورم از یاد آوری این خاطره مختصر ولی خیلی دردآور اینست که من کارم را از آوان کودکی ام الهام گرفته ام واز همان آوان هم باخود تعهد نمودم تا آخرین رمق با این تعهدخود وفادار باقی بمانم زیرا گفته اند : بنی آدم اعضاء یکدیگراند ‎ که در آفرینش زیک گوهر اند ‎ چو عضوه را درد آورد روزگار ‎ دیگر عضوء ها را نماند قرار ‎ تو کز محنت دیگران بی غمی ‎ نشاید نامت نهند آدمی. ‎این شعر سعدی علیه رحمه همیشه شعارم بوده تحت همین شعار ازآغاز تا اکنون هر آنچه در قدرتم بوده چه مادی ویا معنوی از همنوعم دریغ نکرده ام . چون در سر زمینی که من وشما امرار حیات مینمایم هر عمل باید طبق یک آجندای معین وتحت یک قانون ومعیارهای وضع شده دولت صورت بگیرد بناء نا گزیر نهادی را تحت نام ” همیاری زنان افغانستان ثبت وراجستر مرکز اتاقهای تجارت کشور هالند نمودم از آن زمان تا کنون کارهای مشخص ذیل را انجام دادم که بطور فشرده ومختصر خدمت تا ن بعرض میرسانم :
‎1- جمع آوری یک کارتینر لباسهای مستعمل از منازل افغانها و هالندیها واعزام آن به نیازمندان افغانستان بطور رایگان . در 2012.
‎2- کمک وهمکاری به مهاجران افغانی کمپ شهر المیره ازقبیل ترجمانی نزد داکتر ، سوسیال و ترجمانی مکاتب ومشوره های مورد ضرورت شان، همچنان رهنمایی های اجتماعی وکلتوری بطور دوامدار……إ
‎3-تحت پوشش قراردادن کیس سه فامیل مهاجر افغان ازقبیل صحبت های حقوقی وتهیه ودرخواست اسناد از افغانستان ، رفتن در محاکم وشهادت دادن بمقصد واقعیت بودن درخواست پناهندگی مهاجران تحت پوشش وغیره مسایل این مهاجرین .
‎4-رهایی دو فامیل مهاجرین ازدیپورت کمپ تراپل واوردن دوباره شان به کمپ وتقاضای تداوی افراد محسن واطفال که در جریان حبس دچار امراض روحی وروانی بودند.
‎5-جای دادن دوفامیل در منزل شخصی ام که توسط پولیس کمپ مهاجری از کمپ اجبارآ اخراج شده بودند جای نداشتند بروند.
‎6-تدویر کورس های زبان هالندی به مهاجرین کمپ در هفته دوبار .
‎7- تجلیل از نو روز 2013 به اشتراک درحدود 250 تن از افغانهای مهاجر کشور هالند ازجمله شخصیت های اجتماعی ،حقوقی ، شعراء ونویسنده گان به شمول زنان نخبه ومدافعین حقوق زن ، که به دعوت دکتور فرید “یونس” سوسیال سایکلوژست ویکتن از مدافعین سر سخت حقوق زن درجامعه افغانی ما در عصر حاضر میباشد ازایالات متحده امریکا بنا به دعوت نهادهمیاری زنان افغانستان تشریف آورده بودند مدت چهار ساعت لکچر وتوضیحات علمی پیرامون وجایب و حقوق زن در جوامع اسلامی بالخصوص در افغانستان از جانب اوشان ارائیه گردید وبه سوالات حاضرین جواب ارائیه شد، ومدت چهار روز هم بمقصد حل پرابلم های خانواده ها به سپانسری نهاد همیاری زنان افغانستان کمک های قابل ملاحظه ء به خانواده های نیازمند بعمل آمد . این همه از جمله پلانهای تدابیری نهاد ما بوده که بنا به درک ضرورت خانواده ها بالخصوص قشر زنان احساس میشد سازماندهی گردید.
‎8- در اواسط سال 2013 خبرهای شوک آور وغیر قابل باور از رسانه های جمعی وآوازه های باور نکردنی در مورد وضع رقت بار وغیر انسانی مهاجرین افغان و ایرانی در کشور یونان را پی درپی می شنیدم شاید شما هم به خاطر داشته باشید ، حوصله وطاقتم سر آمد باقبول همه مشکلات مادی ومعنوی و به قبول خطرات آن عازم کشور یونان شدم وبا چشم وسر خود وضعیت غیر انسانی و بالاتر از آنکه شنیده بودم فاجعه آمیز بوده با گرم کردن دست وپنجه با پولیس یونان از وضعیت مهاجرین فلمبر داری کردم برای اولین بار آن چیزیکه دنیا درسطح خبر وآوازه می شنیدند بطور مستند روی تلویزیونها ، به پارلمان افغانستا ن ،به آگاهی کشورهای مهاجر پذیر ضمن اینکه بر خورد های غیر انسانی پولیس ومراجع مسوول یونان را افشا ء مینمودم ، رسانیدم ، شاید هم عده زیادی از دوستان صحنه های مختلیف ودلخراش وضع مهاجرین را ضمن مصاحبه ام توسط پروگرام تلویزیونی به نمایش گذاشته میشد ، تماشا کرده باشند. بعدن پروسه جمع آوری کمک های پولی ولباس های مورد ضرورت مهاجرین توسط نهاد همیاری زنان مشترکن آغاز شد وبه نیازمندان در برابرکمره تلویزیون صورت گرفت و حال اندکی از آن وضع فاجعه آمیز نجات یافتند که کارهای ما تاهنوز ادامه دارد.
‎9- در اواسط همین سال 2013 به تعداد هشت تن از جوانان مهاجر افغان از یونان توسط قاچاقبر شان در داخل یک کانتینر بطور مخفی جابجا میگرددتابه کشور آلمان انتقال یابند ، کا نتینر مذکور در نیم راهی دریک بیابانی دربین کشور هنگری واطریش از قطار رها میشود واین هشت تن جوانان افغان پس از پنج روز در حال کوما وفقط یکتن شان در حال نیم جان به فکر نمبر تیلفون من می افتد ومن را در نیم شب زنگ میزند جریان به نیم جان برای من اطلاع داد. در همان نیم شب دست بکار شدم و از سفارت هنگری گرفته تا، اطریش ، آلمان ، یونان ، پارلمان و وزارت خارجه افغانستان را در جریان قرار داده تقاضای جدی کمک نجات را انجام دادم وخودم نیز شبا شب عازم محل واقعه شدم ، در ظرف پنج ساعت باتفاهم پولیس های ذیربط از طریق سگنال تیلفون یکی از جوانان کانتینر مورد نظر را دریافت وجوانان را به نزدیکترین مرکز صحی انتقال وجان شان را نجات دادیم . این یکی از کمکهای انسانی بوده که من با خودم تعهد کرده بودم انجام دادم.
‎10- به همین ترتیب تا بستان سال (2013) سفری داشتم به کشور تاجکستان به امید اینکه اقارب واعضای فامیلم را پس از سالها از نزدیک ملاقات نمایم در جریان گفت وشنود ها از وضعیت نا هنجار مهاجرین افغان در کشور تاجکستان اطلاع حاصل نمودم ، طبق عادت خواستم از نزدیک از احوال آگاهی پیدا کنم ، دوستان چه دردسر بدهم پنج روز بافامیلم دید وادید داشتم 35 روز را روزه به دهن تحت 30 الی 35 درجه گرمی پیاده وسواره خانه بخانه در قریه جات دور افتاده وخارج شهر دروازه های مهاجرین را دق الباب کردم ، وضعیت یکی بد تر از دیگر ، فقر وفلاکت داد میزند مواجه شدم ، تفریح وسیاحت به جانم زهر شد تا که داد هر یک آنهارا بگوش مسوولین وبنیادهای خیریه ملل متحد ، دفاتر مربوط به افغانستان ، به مسوولین کشور تاجکستان نرسانیدم دل بدل خانه ام قرار نگرفت . بلاخره برای یکماه رفته بودم 45 روز را به همین تر تیب سپری نموده تا گلو زیر قرض گور شده دربدر خانه آمدم .
‎11- دوستان : هی میدان وطی میدان پس از یک دم راستی کوتاه بنا بر تعهدیکه به مهاجرین داده بودم تا داد وفریاد آنها را بگوش سازمان ملل متحد حقوق بشر اروپا وسازمان (UNHCR) برسانم شروع کردم به پرس وپال وتامین ارتباط تا گرفتن وقت ملاقات ، تا بالاخره یکی پشت دیگر به مراجع ذیربط هم دسترسی پیدا کرده طی ملاقات های کافی مشکلات وپرابلمهای مهاجرین را با ارائیه اسناد ، فوتو ها وفلمهای مستند به آگاهی شان رسانیدم ووعده همکاری جدی شان را حاصل نمودم ، هنوز هم وقتن فوقتن جریان اجراات شان را تعقیب مینمایم بفضل خداوند کار هایم به هدر نرفته نتایج قناعت بخش را در قبال دارد.
‎12-اشتراک درمحافل فرهنگی واجتماعی، گرد همایی ها، تظاهرات ، کنفرانسها وسخنرانی ، اشتراک در این اجتماعات از جمله وظایف روتین ومعمول نهاد ما است که با پیشنهادات وانتقادات جدی وموءثر مسوولین واشتراک کننده گان محافل را اهدافی را که نهاد همیاری زنان تعقیب مینماید متوجه رسالت شان مینماید.
‎13-تهیه و نشر مضامین ، نشر اخبار مهم روز خصوصن راجع به زنان کشور ، انتقاد وپیشنهاد بمراجع ذیربط ، اشتراک حتمی وضروری در مراسم خدا دور داشته باشد فاتحه وجنازه ، خبر گیری از وضع مریضان خصوصن که زن نیازمند باشد ، خبر گیر از وضع زنان نیازمند که مشکلات وپرابلمهای فامیلی دارند ، از جمله وضایف روزمره ء نهاد همیاری زنان افغانستان میباشد. ‎دوستان گرانقدر : از آنجائیکه انسان خود یک موجود اجتماعی است بدون همکاری یکدیگر هیچ کار ودستاوردی محسوس نخواهد بود ، من نیز از اعضاء رضاکار نهاد خویش واز شما دوستان بنده در انجام رسالت مان همیشه تشویق وترغیب مینماید بی نهایت مشکور وسپاسگزاری مینمایم . خصوصن از همسر عزیزم وپسر در دانه ام که دوری ونا رسایی هایم را تحمل میکنند یک جهان سپاسگزار ومرحون احسانشان هستم.
 
‎۱۴- یکی دیگر از خدمات نهاد همیاری زنان افغانستان و از خود بنده تجلیل از نوروز باستان میباشد که همه ساله با برگزاری محافل فرهنگی و دعوت از اشخاص و افراد دانشمند و فرهنگدوست این محافل ما را رنگینترساخته است.
‎۱۵- در اثر رانش زمین در وطن که سال پار اتفاق افتاد کمک های خیریه نهاد همیاری زنان افغانستان به اسرع وقت به مردم نیازمند رسیده که با تصاویر و اسناد از مراسم توضیع کمک های نیز گزارش به ثبت رسید.
‎۱۶- از اثر بدرفتاری فامیل ها با دختران جوان و خانم ها نهاد همیاری زنان افغانستان در اروپا و داخل کشور ما همیشه با تمام توان با این خانم های آسیب دیده کمک های مادی و معنوی را انجام داده است و از حقوق شان دفاع نموده در شرایط بد در کنار شان ایستاده بوده و خواهد بود.
‎۱۷- نهاد ما همیشه در صدد کمک به مردم چی در داخل کشور چی در اروپا و چی کسانیکه در راه آمدن به اروپا بوده اند همیشه دست یاری را دراز نموده و کوشش نموده است تا به مردم خدمت نمایند قسمیکه یک کشتی مدت ۱۲ روز راه خود را در آب های کشور یونان و ایتالیا گم کرده بود و بنده در اثر سعی و تلاش با سفارت جمهوری اسلامی افغانستان مقیم کشور شاهی هالند و همچنان با برقراری تماس ها و در جریان گذاشتن مقامات سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در کشور های حاشیه بالکان از غرق شدن این کشتی جلو گیری نموده و هموطنان خود را همراه با مهاجرین دیگر کشور ها نجات دادیم.
‎ناگفته نماند که این همه خوبی ها و احساسات بشردوستانه را مدیون پدر گرامی ‎دانسته زیرا ایشان یک شخصیت مخیر و انساندوست بودند و همیشه در جهت کمک به دوستان و مردم خود از هیچ چیز دریغ نمیورزیدند و با علامندی خاص به کمک همه میشتافتند. پس من میخواهم که این راه را قسمیکه پدرم به من یاد داده است ان شاٰ الله دوام خواهم داد. و خادم مردم مظلوم ام خواهم بود